|
از شهر های خاطره می آيی
تو را با اشک و گريه تو را با چنگ و دندان ربودم از دل عاشق ترينان تو را با صد نوای آشنايی به آن رنگ قشنگ بی نوايی به آن ناز و نگاه دل برانگيز ربودم از دل عاشق ترينان به تو گفتم که مبهوت دل بی رنگ من شو ز آوای دل من با خبر شو ز نيرنگ غريبان در حذر باش که من عاشق ترين عاشقانم تو را زين رو ربودم از دل عاشق ترينان به تو گفتم : از آن لحظه كه در نقش نگاهت عشق ديدم خودم را از نگاه ديگران آزاد ديدم دلم پرواز کرد پر زد به سويت همان لحظه به تو گفتم تو بردی دل من را به ماتم ها سپردی وزين دنيا يکی کيش و يکی مات وليکن حال تو پيروزی و شاد ولی امروز من تنها و خسته به يادت هر دمی از عشق خوانم دگر يادی زياد ما نکردی دريغا عشق را معشوغه ای چون تو نبايد
من نباشم کی تو رویا موهاتو ناز می کنه؟ کی با بالای شکسته با تو پرواز می کنه؟ راست بگو من که نباشم اخمای پیشونیتو کی میاد دونه دونه با حوصله باز می کنه؟ من نباشم کی گلای خواهشت رو آب می ده کی با فریادت با حس عاشقی جواب می ده؟ من نباشم کی با چشمای تو سازشش می شه؟ با تموم مهربونی و غم و دیوونگیت من نباشم کی واسه خوابت لالایی می خونه؟ تو تو هر هوایی باشی بازتو دنیات می مونه؟ اگه حتی دلمو بشکنه و برنجونه من نباشم کی تحمل می کنه کار تو رو؟ با رقیب گشتنا و اذیت و ازار تو رو تو خودت داور میدون شو بگو من نباشم کیه که جواب نده تلخی رفتار تو رو؟ من نباشم کی برات قصه می گه تا بخوابی؟ کی میاد سراغ رویات تو شبای مهتابی؟ من نباشم کی کلافت می کنه با سوالاش؟ کی تو رو به هم می ریزه با بیان خیالاش؟ من نباشم کی تو هر چیزی بگی گوش می کنه؟ کی به خاطر تو دنیا رو فراموش می کنه؟ من نمی گم، تو بگو که کی زمون قهر تو همه ی مردم دنیا رو سیاهپوش می کنه؟ من نباشم کی تو رویا درو روت وا می کنه؟ هر چی که گم می کنی یه جوری پیدا می کنه؟ من نباشم کی واست حرفای رنگی می زنه؟ دیگه کی حرف چشم به اون قشنگی می زنه؟ کيه که بدونه ديشب با رقيبش بودی و انقد عاشقت باشه بازم بهت نگاه کنه؟ من نباشم کی میاد انقد برات دعا کنه؟ هر چی برگردونی روتو، باز تو رو صدا کنه؟ من نباشم می دونم تو استراحت می کنی اولش ساده به این نبودن عادت می کنی اما وقتی فهمیدی راس راسی عاشقت بودم نمی گی، اما یه کم احساس غربت می کنی من نبودم یه روز امتحان کن و بگو چی شد؟ اگه امتحان می کردی تو، چقد چیزا می شد بعد امتحان اگه یه وقت کسی بود مثه من نشونم بده بگو شاگرد اولت کی شد؟ من نباشم می دونم فکر می کنی خودخواهیه ولی این حقیقته، قصه ی آب و ماهیه هیچکسی نمی تونه انقد دوست داشته باشه عشق من یه عشق آسمونی و الهیه
وقتی کسی رو دوست داری حاضری جون فداش کنی حاضری دنيا رو بدی، فقط يه بار نگاش کنی به خاطرش داد بزنی، به خاطرش دروغ بگی رو همه چی خط بکشی، حتی رو برگ زندگی وقتی کسی تو قلبته، حاضری دنيا بد باشه فقط اونی که عشقته قيد تموم دنيا رو به خاطر اون می زنی خيلی چيزا رو می شکنی، تا دل اونو نشکنی حاضری قلب تو باشه، پيش چشای او گرو فقط خدا نکرده اون يه وقت بهت نگه برو حاضری هر چی دوس نداشت، به خاطرش رها کنی حسابتو، حسابی از مردم شهر جدا کنی حاضری حرف قانونو، ساده بذاری زير پات به حرف اون گوش کنی و به حرف قلب باوفات وقتی بشينه به دلت، از همه دنيا می گذری تولد دوبارته، اسمشو وقتی می بری حاضری جونتو بدی، يه خار توی دستاش نره حتی يه ذره گرد و خاک تو معبد چشاش نره حاضری مسخرت کنن تمام آدمای شهر اما نبينی اون باهات کرده واسه يه لحظه قهر حاضری که هر جا بری به خاطرش گريه کنی بگی که محتاجشی و به شونه هاش تکيه کنی حاضری هر چی بشنوی، حتی اگه سرزنشه به خاطر اون کسی که خيلی برات با ارزشه حاضری هر روز سر اون با آدما دعوا کنی غرورتو بشکنی و باز خودتو رسوا کنی حاضری هر کی جز اونو ساده فراموش بکنی پشت سرت هر چی می گن چيزی نگی، گوش بکن وقتی کسی رو دوست داری، صاحب کلی ثروتی نذار که از دستت بره، اين گنج خيلی قيمتی
چنان دلگيرم از دنيا، که خود را هم نمی خواهم به اين زخم دل خونين دگر مرهم نمی خواهم همه نامهربانانند در اين دنيای پرتذوير چنين شد حاصل عمرم...که جز مرگم نمی خواهم
كاش مي شد بار ديگر سرنوشت از سر نوشت ..... كاش مي شد هر چه هست بر دفتر خوبي نوشت....... كاش مي شد از قلمهايي كه بر عالم رواست با محبت , با وفا , با مهربانيها نوشت ...... كاش مي شد اشتباه هرگز نبودش در جهان داستان زندگاني بي غلط حتي نوشت ..... كاش دلها از ازل مهمور حسرتها نبود كاين همه اي كاشها بر دفتر دلها نوشت ...
ارزش
اگر كلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست اگر كلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من نسبت به توست اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلبهاست اگر كلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست اگر كلمه دوستت دارم كليد زندان من و توست پس با تمام وجود فرياد ميزنم دوستت دارم
قـنـــاري را در انـدوه قـفــس بـگــذار و بـگــذر شقــايق را ميـان خـار و َخـس بگـذار و بــگـــذر اگر روزي به صحــــرا آهــويـي در بـنـــد ديـدي همـان يکـدم به يادم شو ، سپس بگذار و بگـذر به سوگ عشق تو صد رود از چشمم روان بود ز سهــم من همين درياچه بس ، بگـذار و بگـذر اگر در دفتــر قسـمت جـدايـي قبل مـرگ است بيــا اين واژه ها را پـيـش و پـس بگـذار و بگـــذر چو چنـگ باد و باران ، بر دلم بـنـشـين و بنــواز مرا در نغمه هايت خوش نفــس بگـذار و بگـــذر اگــر روزي قــــدم بر تربــت مــا مـي گـــذاري چو اين خفته به خون ، پا بر هوس
|
About![]()
من سعید احمدی هستم
Home
|