|
يه سلام موند و يه نامه بعد از آخرين نگاهت بعد از آخرين سكوت و بعد از آخرين گناهت نميشد ندم جوابي به يه عمر نا مهربوني خب منم دوست ندارم بهتره اينو بدوني اعتمادم رو شكستي با غرور و بي وفايي باورم نميشه اما تو هم مثله آدمايي نه فرشته اي نه خورشيد، نه نگاه نور مهتاب تو نه عاشقي نه بي عشق، توي شبها شدي بيتاب تو مثه هيچكي نبودي، شدي اما مثله مردم با دل شكستة من، سرد شدي و بي تفاهم ميذارم به پاي تقدير غربتت رو با نگاهم تو ببخش به رسم خوبي هر چي بوده اشتباهم واسه يارگار آخر جا ميذارم روي ديوار بهترين معجزه بودي، رفتي پس خدانگهدار از يه عابر غريبه با يه قلب بي ستاره به نگاه خسته اي كه ميدونم دوسم نداره
|
About![]()
من سعید احمدی هستم
Home
|