|
هرشب وقتی تنها ميشم حس ميکنم پيشه منی
دوباره گريم ميگيره انگار تو اغوشه منی
روم نميشه نيگات کنم وقتی که اشک تو چشامه
تو ديگه نيستی پيشه من انگار دستات تو دستامه
بارون ميباره و تو رو دوباره پيشم ميبينم
اشک تو چشام حلقه ميشه دوباره تنها ميشينم
قول بده وقتی تنها ميشم بازم بيای کناره من
شبای جمعه که ميای ميای سر مزار من
دوباره باز ياده چشات زمزمه نبودنه
ببين که عاقبت چی شد قصه با تو بودنه
خاک سر مزار من نشونی از نبودنه
دستای نامردمه شهر چرا ازم ربودنت
بزیر خاکمو هنوز نرفتی از خيال من
غصه نخور سياه نپوش گريه نکن برای من
ديگه فقط ارزومه بارون بباره رو تنم
دوباره لحظه ها سپرد به باده رفتنم
ديگه فقط ارزومه بارون بباره رو تنم
رو سنگه قبرم بنويس تنها ترين تنها منم
- تنها ترین تنها
|
About![]()
من سعید احمدی هستم
Home
|