|
ای دوستان مرا دریابید که آخرین نفس هایم را میکشم.
نمیدانم برای چی مگر من گناهی کردم . دل کسی رو آزردم. قلبم نای تپیدن نداره پا هایم گامی رو دگر برنمی دارد. نمی دانم چرا وبرای چی. آدمی هروقت سراقش میروی پر از قصه است. کسی که نزدیکتر از پیراهنم بود مرا تنها گذاشت و رفت . کسی که هر روز در هشیاریی و بیداری با من بود مرا تنها گذاشت و رفت دگر فکر نکرد این قلب من بدون اون برای من نمی تپد دگر فکر نکرد که پاهای من بدون اون گام بر نمی دارن. ای دنیا دلم ازت خون دکر این دل نمی خونه هنوزم گوشم نوید اومدن میده اون اندیشه می کنه که دیگر بار می آید. خدایا ای خدای عاشقا مگر این جهان معجزه نیست دگر بار برایم معجزه کن برایم معجزه کن که یارم برگردد. که این قلب دوباره بتپد و این پا باز هم گام بردارد. دوست من که رفت امید وارم با کس دیگری که هست خوش و خرم باشد ولی یادش باشد که باعث مردن احساس من شد. ************************************** تو شبیه اعتمادی لحظه از پا نشستن مثل بارونی توی رود تشنگی های تن من تو یه بخشنده بزرگی توی آغوش ستاره بزار ذرات تن تو من رو بشناسن دوباره من پناهنده توی دست هات آرزوی تو رو دارم زندگیم رو می خواهم به نفس هات بسپارم باورم کن دیگه این بار نفس آخر من است تو سفیر مهربونی از دیار گل و بوسه من آفت زده این جا بی تو میمیره می پوسه ای تو بانوی سخاوت بهترین شعر محبت همه خوبی های دنیا رو به قلبت کردم هجرت تو همیشگی تو خوش یوم تو مقدسی و مومن تو نجات منی هر بار از حریم غیر ممکن تو نهایتی تو صادق تو بدی ها متفاوت کنج آغوش تو امن با صداقت است امید وارم کسی مثل من اسیر عشق و تنهای نشود ای دوستان
|
About![]()
من سعید احمدی هستم
Home
|