|
میونه خواب و بیداری تو رو می دیدم انگاری به من گفتی نشو عاشق که عشق داره گرفتاری گذاشتی سر روی شونم به من گفتی نمی دونم چگونه میشه عاشق شد تو این دنیای بیزاری نشو عاشق نباش عاشق نگو حتی دوستم داری ولی بی عشق چه خواهی کرد من که قصه عشقم را با تو زندگی دیدم هوای قلبم را با تو هوای بندگی دیدم نپرسیدم . نتر سیدم من که عاشقت بودم چرا گفتی که خواب عشقم رو از سادگی دیدم چرا عاشق تری بودم تو را عاشق نمی دیدم عجب خواب پریشونی تو رویای تو می دیدم که حتی آرزو کردم تو را هرگز نمی دیدم. مشو عاشق نباش عاشق نگو حتی دوستم داری ولی بی عشق چه خواهی کرد.
|
About![]()
من سعید احمدی هستم
Home
|