|
چی بگم وقتی که آفتاب نمی تابه وقتی بارون نمی باره وقتی مرغ زخمی شب روی دیوارای خونمون نمی ناله وقتی دیواری به دستی نمی لرزه دل سلاخی از این بغض پر از خون نمی ترسه چی بگم زندگی با این همه غم نمی ارزه نمی ارزه چی بگم وقتی قناری تو بهارم نمی خونه توی آسمون ابری یه ستاره نمی مونه وقتی حوض ها پر خون دست بسته است شعر آزادی رو هیچ کس نمی خونه ******** باتو آسان میشد از دست سیاهی ها گریخت روبه سوی ظلمت شب های بی فردا گریخت بی تو ای آزادی ای والاکلام گر نباشی در میان باید که از دنیا گریخت
|
About![]()
من سعید احمدی هستم
Home
|